محمد رضا واليزاده معجزى

138

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

اتفاقى افتاد كه هرچه بيشتر رشته مودت او و حسينقلى خان را محكمتر ساخت و ظل السلطان بارها گفته بود كه حسينقلى خان نسبت به من حق حيات دارد و آن واقعه اين است : قضيه شكارگاه بختيارى در يكى از سفرهايى كه ظل السلطان به محال بختيارى كرد و مهمان حسينقلى خان ايلخانى بود و در اواخر فصل پاييز اتفاق افتاد و برف سنگين پرپشتى روى زمين قرار داشت و ظل السلطان كه مانند پدرش ناصر الدين شاه علاقه عجيب و زايدالوصفى به شكار داشت ، هوس رفتن به كوههاى بختيارى را كرد « 1 » اشخاصى كه ذوق كوه گردى جهت شكار دارند ، مستحضراند كه هيچ‌وقت به‌طور دسته‌جمعى به يك نقطه نمىروند ، بلكه منطقه شكار را فيما بين خود تقسيم [ مىكنند ] و هركس يا هر دسته از شكارچيان قسمتى از حوزه شكار را زير نظر گرفته و به تفحص و ترصد مىپردازند . ظل السلطان كه در مسأله شكار فوق العاده ماهر و باتجربه بود و باوجود چاقى و سنگينى وزن ، خيلى فرز و چالاك بود ، هم از جهتى به تنهايى دنبال شكار رفت . تصادفا قوچ بزرگى را با تير زد ولى چون تير به مقتل قوچ اصابت نكرده بود ، لذا بر سر تير نيفتاد و درحالىكه از خون خود خطى روى برفها مىكشيد ، از جلو ظل السلطان فرار كرد . شاهزاده كه اين‌طور سهل و آسان و قبل از ساير شكارچيان قوچ را زده بود و با گرفتن و ذبح آن مىتوانست مهارت خود را در امر شكار به رخ ايلخانى و ساير خوانين بختيارى بكشد ، حاضر نبود دست از قوچ زخمى بردارد و بدون توجه به اين‌كه از كدام سمت مىرود و چه مقدار كوه‌پيمايى كرده ، بىاختيار - افتان و خيزان - از ميان برف سر در عقب قوچ گذاشته ، پيش مىرفت و چون همه‌جا قطرات خون حيوان بر روى برف راهنماى او بود . لذا از دست يافتن به شكار مجروح مايوس نبود و به پيگردى خود ادامه مىداد تا به آخرين نقطه فرار حيوان برسد . غافل از اين‌كه مسافت بعيدى را از قرارگاه شكار فاصله پيدا كرده [ است . ] مقارن اين حال كه ظل السلطان به راهنماى ردپاى و قطرات خون شكار بىاختيار مىدويد ، كولاك بسيار شديدى شروع شد . به‌طورى كه علاوه بر امحاء رد پا و قطرات خون ، شاهزاده را

--> ( 1 ) . ظل السلطان به واسطه مداومت در شكار حيوانات كوهى تجارب بسيار در اين مورد اندوخته و در كتاب تاريخ مسعودى راجع به شكار حيوانات مقالاتى نوشته كه قابل ملاحظه براى شكارچيان است و اشخاصى كه خواهان مطالعه آن نوشته‌ها باشند ، مىتوانند به تاريخ مسعودى ، [ كتابچه‌هاى شكار ، ] مراجعه نمايند .